دو سال است كه خود را يعني وقت و انرژي خود را صرف توهمي از خوشبختي كرديم اما ....
منظورم المپيادهاست!نجوم ساله پيش و فيزيك امسال!نميدانم بهانه ميگيرم يا نه!شايد نبايد تغيير المپياد ميداديم!شايد بايد از اول معلم مي گرفتم!شايد بايد كمي فقط كمي دقت ميكردم!نميدونم من دوره ي ۲۰(سخت ترين مرحله دوم) و اين جوري ندادم!!اونم از نجوم سال پيش كه شايد .....
ولي چيز هايي آموختيم كه برخي در خواب هم نمي بينن!!
ولي خوب چه حاصل با اين معدل چه گونه به دانشگاه برويم!!جوابش معلومه نميريم!!(شوخي بود)
راهي نداريم جز دو راه امسال را هم با توهم بگذرانيم و يا جبران دو سال را كنيم!ولي آخر چه گونه ما كه به جز رياضي و فيزيك چيزي نميدانيم!كه البته آن ها راهم درست نمي دانيم!)
به قول يكي از فلاسفه: تنها يك چيز مي دانيم وآن اين است:هيچ چيز نميدانيم!!
راه دوم را بر ميگزينيم يعني جبران ولي .....
بايد آماده شويم كنكور در راه است!
پ.ن:از هر پيش نهادي كه به ما كمك كند نهايت استقبال را ميكنيم!!
راستی یه قالب جدید می خوام کسی کمکی میتونه بکنه؟؟(واج ارایی "ک"!)
پ.ن:این بار نه کتاب جواب داد نه مسافرت نه شعر و نه ....
پ.ن:حس بقیش اصلا نیست
پ.ن:این از آن بود وآن از این که رفت/از دل برود هر آن که از دیده برفت
پ.ن:پ.ن هم جنبه میخواد!!!
ببخشید خیلی دیر شد ولی سال نجوم همتون مبارک!!![]()
![]()
چون ممکن سال نجوم بعدی در محدوده ی سن من نباشه ترجیح دادم یکی از کارایی رو که میتونم انجام بدم رو آنجام بدم یعنی پرسش وپاسخ نجومی!!
اگه سوالی داشتین بپرسین چون هم خودم یکم نجوم بلدم و هم دوستای المپیادی با حالی دارم که میتونم براتون بپرسم!
لطفا اگه سوالی بود برام میل کنین!
بازم سال نجومتون مبارک!
نميدونم اون شبي كه اين شعر وميگفتم چه حسي داشتم ولي .....
غصه اي باطل نشد!
آسمان آبي نشد
از ابر ها خالي نشد
از غمم باران گرفت
دل ز غم خالي نشد
موجي از غمها رسيد
گونه هايم خيس شد
دستها گلگون شده
زخم ديرين باز شد
اين همه تشبيه كه چه
غصه اي باطل نشد!
دوست و رفيق كلماتي خوب و زيبا ولي در عين حال روئيايي و آرماني.در جايي خوندم كه يكي از فلاسفه يونان باستان گفته بود: اگر دوستي يافتيد آن را با زنجير آهني به خود ببنديد تا مبادا از شما دور شود.ار اين سخن اين گونه بر مي آيد كه اين مشكل نه تنها مشكل حال بلكه مشكل بشريت از گذشته تا كنون بوده استو حتي با بوجود آمدن تعاريف مختلف همانند صداقت و معرفت و نوشتن كتب مختلف در مورد موضوعات مختلفي از قبيل روابط اجتماعي و چگونگي آداب معاشرت اين مشكل هنوز به قوت خود باقي مانده وذره اي از آن كاسته نشده!
و در جاي ديگر خواندم"دوستانتان را در زمان مشكلات بشماريد.ما كه شمرديم ولي شما نشمريد !خوب وقتي چيزي نيست چيو مي خواين بشمرين!!
اصلا فرق عمده اي هم بين دوست و دشمن وجود داره؟(استفهام انكاري)
خوب معلومه چون اين جوري ميشه:
روي يه سري بنر دوست ميزني رو يه سري بنر دشمن و يه سري هم سفيد ميشن(نه كاريشون داري ونه كاريت دارنت!)خوب حالا شروع مي كني به اين كه به مقابله با دشمنان به كمك دوستان بپردازيولي قافل از اين كه دوستات يا بهتر بگم كسايي كه فكر ميكني دوستاتن براي زيرآب زدن شما با دشمناتون وحتي با آدم هاي بي طرف به توافق رسيدن!واين رنج است!
باز هم فرقي ميكنه كه چندتا دوست داريد (البته با معناي آرمانيش)يا چند وقت كه دوستاتون رو مي شناسين ويا حتي اين كه چقدر صميمي هستيد؟؟(همش استفهام انكاري داره!)
هيچ فرقي نمي كنه چون در اولين شرايط سخت وبا اولين موج مشكلات دوستاتون رو آب ميبره وبا موج بعدي به سرتون ميكوبه!هرچقدر موج بلايا سهمگين تر باشه دوستان بيشتري رو از دست ميدين!
به وجود آرامش در زندگي خود اميد داشته باشيد وبرايش تلاش كنيد. گوته
حالا اصلا فرقي هم ميكنه؟؟
دوست و رفيق كلماتي خوب و زيبا ولي در عين حال روئيايي و آرماني.....
پ.ن : لطفا كسي ناراحت نشه
دیگه ما هم رفتیم
دارم میرم دونبال زندگیم
یه هدف خیلی بزرگ دارم
باسه همین مجبورم برم
حداکثر تا یه سال دیگه معلوم میشه بهش میرسم یا نه
لطفا برام دعا کنید ![]()
![]()
![]()
امیدوارم وقتی برگشتم همتون باشید![]()
![]()
![]()
![]()
زیرنور ماه
در شبی تاریک و ابری
خیره بر بیکران آبی دریا
با صدای موج می روم تا اوج
تکیه بر سنگ،آرامیده بر شن ها ولی تنهای تنها
بار دیگر با صدای موج می روم تا اوج
بیش از این ها می توان خاموش ماند
***
می توان ساعات طولان
با نگاهی چون مردگان،ثابت
خیره شد در دود یک سیگار
خیره شد در شکل یک فنجان
در گلی بی رنگ،بر قالی
در خطی موهوم،بر دیوار
حرف بالای من یه مثال بود!!!!ولی واقعا خودمونیم چند بار "خواستیم ونتوانستیم"؟؟؟چند بار؟؟؟؟؟
نظر فراموش نشه ها